امروز برابر است با :21 اكتبر, 2020

امیر واحدی کیست ؟ معرفی پوکر باز ایرانی که برنده تورنمنت پوکر شد

در این مقاله می خواهیم شما را با یک پوکر باز ایرانی آشنا کنیم، امیر واحدی کسی که توانست خود را به عنوان بهترین پوکر باز ایرانی معرفی کند و ثروت قابل توجهی از این بازی بدست آورد. او زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت و از تولد تا مرگ زندگی اش پستی و بلندی های زیادی داشت. امیر از همام دوران بچگی اش به گفته برادرانش خیلی کله شق بود و هرکاری را که دوست داشت انجام می داد، خود امیر در مصاحبه ای گفته بود که آدم بسیار خوش شانسی است و دوستانش از بچگی این را به او می گفتند اما شاید مرگ زود هنگام او منکر این قضیه شد. با این حال نام او در بین بازیکنان بازی های کازینو همیشه به نیکی یاد می شود.

بیوگرافی امیر واحدی پوکر باز ایرانی

بیوگرافی امیر واحدی پوکر باز ایرانی

امیر واحدی در یک خانواده بزرگ 7 نفره در سال 1340 در تهران به دنیا آمد. امیر دو برادر و دو خواهر داشت و در خانه ای با پدربزرگ و مادر بزرگ خود زندگی می کردند. امیر خیلی پر تحرک بود و یک جا بند نمی شد او یک سره با دوستان خود در کوچه و خیابان درحال بازی کردن بود، پدر و برادر بزرگترش خیلی او را نصیحت می کردند که حواسش را بیشتر به درسش بدهد و این قدر از زیر کار در نرود اما فابده ای نداشت مثلا وقتی مادرش به او پول می داد تا برود و برای ظهر نان بخرد امیر بعد از ناهار به خانه می رسید آن هم بدون نان و این کل اعضای خانواده را عصبانی می کرد.

امیر به گفته خودش از پدر خود کتک های زیادی خورد زیرا خیلی زیاد از طرف مدرسه به پدر او خبر می دادند که امیر دیر به مدرسه آمده است و یا امروز با بچه ها دعوا کرده است. خانواده امیر دیگر فهمیده بودند که او به درس علاقه خاصی ندارد و قطعا نمی خواهد آن را ادامه دهد و هیچ هدفی را در ذهنش تجسم نکرده است که به درس و مشق ربطی داشته باشد برای همین پدرش او را به سر کار فرستاد تا کاری را یاد بگیرد و تخصصی پیدا کند. اما خب فعالیت در سایت قمار به کل زندگی او را عوض کرد که در ادامه به ببرسی آن می پردازیم.

آشنایی با امیر واحدی

آشنایی با امیر واحدی

امیر در چند شغل مختلف از همان دوران نوجوانی اش شاگردی کرد او در نجاری، تراش کاری و حتی نانوایی کار کرد اما هیچ وقت یک جا بند نشد جدای از این که از چندین جا او را بیرون کردند در همان شغل تراشکاری هم که توانسته بود دوام آورد حواسش جای دیگری بود و خیلی علاقه ای به کاری که انجام می داد نداشت. امیر آن قدر فعالیتش زیاد بود که برادر بزرگترش به پدر و مادر گفته بود که شاید او پیش فعالی دارد و از این بیماری رنج می برد برای همین نمی تواند یک جا بند شود. این فکر پدر و مادر امیر را در فکر فرو برد و آن ها تصمیم گرفتند تا او را به دکتر ببرند.

آن ها امیر را با هر زور و بازویی بود به دکتر بردند، امیر در ابتدا قبول نمی کرد و می گفت شما ها می خواهید من را مریض جلوه دهید تا من کاری را که شماها می خواهید انجام دهم اما فایده ای ندارد. وقتی دکتر امیر را معاینه کرد به پدر و مادر امیر گفت که او هیچ مشکلی ندارد و اگر آن طور که آن ها می گویند این قدر پر تحرک و فعال است این از انرژی زیاد خودش است و ربطی به چیز دیگری ندارد دکتر به آن ها گفت فقط خودش می تواند به خودش کمک کند و خودش را کنترل کند و سر عقل بیاید و به دنبال درس و کار برود. در این مورد می توایند با دقت بالاتر ویکی پدیا امیر واحدی را مطالعه کنید.

امیر واحدی پوکر

امیر واحدی پوکر

امیر این اواخر به سراغ کاری رفته بود که خودش می دانست اگر پدر و مادرش و یا برادر بزرگترش این را بفهمند رسما باید از زندگی خداحافظی کند. او با دوستانش به بار می رفتند و ورق بازی می کردند، اولین بازی ای که امیر واحدی در ورق یاد گرفت بازی بلوف بود. بلوف امیر واحدی روز به روز بهتر می شد و او داشت در آن سن مثل یک استاد ورق بازی می کرد، امیر 1 سال بود که هر روز با دوستان خودش به بار می رفت و ورق بازی می کرد او هرچه پول از شاگردی در می آورد را در بار ها قمار می کرد او ابتدا با دوستان خودش و رفته رفته با افراد غریبه هم سر میز شرط بندی می نشست.

آن ها می دیدند که امیر بچس اما چون پول داشت و چون بچه بود و به نظر می رسید که هیچی یاد ندارد خیلی ها با او شرط بندی می کردند، البته امیر خیلی از پول هایش را در ابتدا در بار ها باخت، امیر بعدا در مصاحبه ای که داشت از خاطراتش می گفت با لبخند گفت که اگر پول هایی را که در بار ها باخته بود جمع می کرد می توانست با آن ها یک خانه برای خود بخرد. روزی دوستان امیر به او گفتند که با چند نفر قرار بازی گذاشته اند و امیر هم قبول کرد که با آ« ها برود اما بار نزدیک محل خانه آن ها بود امیر به دوستانش این موضوع را گفت و آن ها هم به او گفتند که خیالش راحت باشد چرا خانواده او باید این طرف ها پیدایشان شود.

آتو دادن این پوکر استار ایرانی

آتو دادن این پوکر استار ایرانی

امیر با دوستان خود به بار رفت و شروع به ورق بازی کردن کردند آن ها با چند غریبه هم شرط بندی کردند و این امیر بود که آن روز روی دور برد بود و همه دست ها را برد و پول خوبی به جیب زد، به گفته خود امیر پوکر و بازی های کارتی بسیار سخت هستند و نیاز به هوش و استعداد بالایی دارند او می گفت بر خلاف خیلی ها که فکر می کنند این بازی فقط برای سر گرمی است و خیلی سادس و حتی بچه های کوچک هم آن را بازی می کنند من با این موضوع مخالفم و این بازی ها در سطح بالا بسیار سخت و تخصصی هستند. امیر همچنین می گفت که هیجانی که این بازی ها دارد از بازی هایی مثل فوتبال اگر بیشتر نباشد کمتر نیست، امیر می گفت هر وقت بازی ای و ورزشی بهتر از پوکر و بازی های کارتی برای مغز و تقویت حافظه پیدا کردید من را خبر کنید.

بازی ای که او را دگرگون می کرد

امیر می گفت که من هروقت سر میز می نشستم ترشح آدرنالین را در خونم احساس می کردم و هیجان و استرس به سراغ من می آمد و همه چیز را فراموش می کردم، یعنی مجبور بودم همه چیز را فراموش کنم و فقط به بازی فکر کنم و من این حس را دوست داشتم و اصلا از همان اول موافق نبودم که این بازی کار حرام یا کار بدی است این هم یک نوع ورزش است ورزش مغز، این اعتقادات و نظرات امیر درمورد بازی پوکر بود. وقتی امیر خوشحال و خندان از بار بیرون آمد برادر کوچکترش را دی که داشت با دوستان خود بستنی می خورد در این هنگام بود که او به چشمان برادرش و برادرش به چشمان او زل زد، امیر می دانست که باید به او باج دهد و هیچ راه دیگری ندارد او برادرش را می شناخت و می دانست که او از خودش هفت خط تر است اما اول تصمیم گرفت تا کمی خود را محکم بگیرد.

امیر واحدی و جنگ ایران عراق

امیر واحدی و جنگ ایران عراق

امیر پیش برادرش رفت و او را تهدید کرد که اگر به پدر و مادر چیزی بگوید کار او را می سازد، این یکی از شیرین ترین خاطرات امیر به گفته خودش است. اما برادر کوچکتر امیر به او گفت که تهدید فایده ای ندارد و باید به او هر هفته پول بدهد، همین کافی بود که پدر و مادر امیر می فهمیدند که او به بار می رود تا روزگارش را سیاه کنند و اصلا کار به این جا که بخواهند بفهمند او در بار چه کار می کرده است نمی کشید برای همین امیر شرط برادرش را قبول کرد.

او هر هفته مبلغ قابل توجهی را به برادرش باج می داد تا این که سربازی او را نجات داد، امیر سرباز شد او با این که نمی خواست به سربازی برود اما کاری برای انجام دادن نداشت و فشار خانواده هم بر روی او زیاد بود برای همین با خود فکر کرد و به این نتیجه رسید که رفتن به سربازی در حال حاضر بهترین موقعیت برای او است تا از زیر غر ها و سرکوفت های خانواده راحت شود. امیر با خود گفت که در سربازی کلی دوست پیدا می کند و با آن ها خوش می گذراند اما طولی نکشید که جنگ ایران و عراق آغاز شد.

امیر واحدی دیابت دارد؟

بیماری این پوکر استار موفق

امیر نمی خواست به جنگ برود اما به گفته خودش چون سرباز بود او را به زور راهی جنگ کردند امیر جا خورده بود و نمی دانست باید چه کار کند او به هیچ عنوان فکر نمی کرد که همچین اتفاقی بیفتد. امیر به جنگ رفت اما خود را در نیرو های پشتی بانی و یا در کار های خدماتی مشغول می کرد تا این که بعد از مدتی به امریکا پناهنده شد. امیر جنگ را ول کرد و به امریکا رفت، او در کالیفرنیا مستقر شد اما کاری نداشت. امیر به این فکر افتاد که تنها کاری که بلد است پوکر و شرط بندی است و کشور امریکا مهد این بازی است و به این بازی بها می دهد.

امیر از بیماری دیابت نیز رنج می برد او از بچگی عاشق شیرینی بود و از طرف خانواده مادری هم ارث داشت اما هیچ وقت رعایت نمی کرد و خیلی چیز های شیرین می خورد. امیر دست به کار شد ایسنتاگرام امیر واحدی شروع به کار کرد او در پیج خود آموزش پوکر می داد. امیر واحدی در پوکر مدرن که یک مسابقه پوکر برای استعداد های نو ظهور بود شرکت کرد و اوا شد و کارش را به عنوان یک پورک استار آغاز کرد. سیگار برگ امیر واحدی بسیار معروف شده بود و همه او را در دنیای پوکر با سیگار برگش می شناختند او هنگام بازی در سایت شرط بندی پوکر هم سیگار می کشید. روزی در یکی از روزنامه های معروف امریکا عکس امیر با تیتر سوالی امیر واحدی دیابت دارد؟ چاپ شد و همه می خواستند بدانند که وضع او چطور است.

دلیل مرگ امیر واحدی در لاس وگاس

دلیل مرگ امیر واحدی در لاس وگاس

موفق ترین پوکر باز ایرانی امیر واحدی در امریکا و در بین قدرت های بزرگ این رشته نیز جای خود را پیدا کرده بود که نا گهان وقتی برای تورنمنتی به لاس وگاس رفته بود خبری منتشر شد که همگان را متعجب کرد امیر واحدی مرده است. این خبر خیلی ها را مخصوصا ایرانی ها را ناراحت کرد او در سن 48 سالگی خیلی زود فوت کرد و دلیل مرگ او هم بیماری دیابتش اعلام شد. تورنمنت های پوکر در سطح بین المللی اصول خاص خود را دارند و یکی از این اصول اصول پزشکی این تورنمنت هاست.

قبل از برگزاری تورنمنت ها تمامی شرکت کننده ها باید برگه سلامت خود را 24 ساعت قبل از برگزاری مسابقه به عوامل تورنمنت همراه با مدارک مورد نیاز خود ارسال کنند، امیر که برای تورنمنت لاس وگاس خیلی تمرین کرده بود و بسیار سرحال بود مدارک خود را ارسال کرد و تست پزشکی او نیز خوب بود بیماری دیابت امیر وخیم نبود و او با دارو هایش خیلی خوب این بیماری را کنترل می کرد اما به یک باره وقتی در لاس وگاس مقام دوم را کسب کرد و 1.5 ملیون دلار به جیب زد فردای آن روز جسدش را در هتل پیدا کردند و پزشکان بعد از بررسی علت مرگ را سکته بر اثر بیماری اعلام کردند که خیلی ها را به این قضیه مشکوک کرد.

سوالات متداول در مورد امیر واحدی

سوالات متداول در مورد امیر واحدی

امیردر دوران نو جوانی به چه کاری مشغول بود ؟

امیر درس را رها کرده بود و به سر کار می رفت او در کار های مختلفی از جمله نجاری و تراشکاری شاگردی کرد.

امیر پوکر و بازی های ورقی را چطور یاد گرفت ؟

امیر از دوران نو جوانی خود با دوستانش به بار می رفت و باهم و البته با کسانی که در بار ها بودند شرط بندی و بازی می کردند.

امیرچگونه مرد و علت مرگ او چه اعلام شد ؟

امیر زمانی که برای یرگذاری یک تورنمنت به لاس وگاس رفته بود در هتل خود مرد و علت مرگش بیماری دیابتش اعلام شد.

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *